X
تبلیغات
به سوی جنوب
به سوی جنوب
ادبی اجتماعی

مقدمه

نظریه بینامتنیت نظریه ای است که در قرن حاضر مطرح شده است .البته قبل از آن نیزدر زمان قدیم بحثهای زیادی مانند سرقات شعری ،اقتباس و تلمیح مطرح شده است که شباهت زیادی با تناص دارد و تفاوت تناص را با سرقات و تلمیح این گونه توجیه کرده اند که هیچ متن مستقلی وجود ندارد و متنها روابط عمیق و گسترده ای با هم دارند. بارزترین ویژگی نظریه بینامتنیت ارتباط تنگاتنگ معنا و ساختار میان متون کلاسیک و معاصر است از طریق این ارتباط پیوند میان متون گذشته و حال بارور می شود و گذشته جان دوباره ای می گیرد.(علی اکبری،معصومه،1381،ص41)ساختارهر اثر ادبی برآمده از یک ساختار قبلی و حاصل بازارایی عناصری است که پیشاپیش در ذهنیت مؤلف جای گرفته اند.(همان ،ص41) ابیاتی که در دو لامیه آورده شده است می توان به چند دسته تقسیم کرد :ابیاتی که دلالت بر عزت نفس و طبع بلند آن دو شاعرمی نماید و ابیاتی که شکایت و گلایه از روزگار را بیان می کند.

 

مختصری از زندگی دو شاعر:

ثابت بن اوس الازدی ملقب به شنفری است،که مورخان اززمان ولادت او و محل آن آگاهی ندارند.(الفاخوری ،حنّا،1378،ص 51)شاعر صعلوک که بیشتر شعرش در حماسه و فخر و اندکی غزل است؛در سرعتش در دویدن و پریدنش مثل زده می شد.(فروخ،عمر،1984 ،ص102)شنفری در فخر و حماسه شعرهایی دارد که مشهورترین آن« لامیة العرب»است؛که در آن با زبان بادیه و زندگی همراه با آوارگی سخن می گوید.فقر و روحیه بدوی گری از مهمترین منابع شعر شنفری است.(الفاخوری ،حنا،1385،ص172)از ویژگیهای لامیة او در بر داشتن حکمت و پند و اندرز است و شاعر در آن شجاعت و تحمل سختیها و مصیبتهای پیش آمده را به تصویر کشیده است . با وجود این شعرش از زیبایی و فصاحت بهره فراوان برده است و تصویری است زیبا از زندگی خود و صعالیک زمانش.(حسینی،السید جعفر،1414،ص44-243)

مؤید الدین ابواسماعیل بن محمد معروف به طغرایی در اصفهان در یک خانواده ایرانی به دنیا آمد .در موصل به وزارت مسعود سلجوقی منصوب شد ولی پس از چندی به اتهام الحاد دستگیر و کشته شد.طغرایی دیوان شعر بزرگی دارد که بیشترش درمدح است و بهترین قصیده اش لامیه معروف به نام«لامیة العجم »  است ؛که در مقابل لامیه شنفری است .لامیة او قصیده ای است که حکمتها و نصایحی در آن است که دستورات ادبی و اجتماعی می باشد.(الفاخوری،حنا،1385،ص870) طغرایی این قصیده را در سنه 505 به رشته نظم کشید در این قصیده وصف احوالات پریشان و شکایت از پیشامدهای ناگوار زندگی خود نموده است.(هستی،محمود،1307،ص139)  این قصیده لامیة العجم نامیده شده است به دلیل شباهتی که بامحتوای لامیة العرب از جهت داشتن حکمتها و مثلها داشته است.و دوم اینکه در تقابل با لامیه معروف عرب سروده شده است و مانندآن دربردارنده ادب و مثل و حکمت می باشد.(الصفدی،صلاح الدین،1990،ص27)

 

 

 

 

روابط بینامتنی لامیة العرب و لامیة العجم

متن حاضر:

فیمَ الإقامة بالزوراءِ لاسکنی             بها«ولا ناقتی فیها و لا جَملي»(الصفدی،الشیخ صالح،1990،ص107)

در این بیت طغرایی قصد عزیمت و جدا شدن از قبیله خود را دارد و با آوردن این ضرب المثل که ناقه و شترم در آن جا نیست تصمیم قطعی خود را برای جدایی از قبیله بیان می کند. و می گوید:چرا باید در بغداد اقامت کنم در حالی که هیچ دلبستگی به آن  و اهالیش ندارم.

متن غایب:

أقیموا بَنی أمی صدورَ مطیّکم               فَإنّی إلی قومٍ سواکم لأمیل(حرب،طلال،1993،ص55)

شنفری می گوید :ای خاندان من مرکب هایتان را آماده سازید که من به قومی غیر از شما متمایل ترم.شاعر قصد جدایی از قوم و قبیله خود را بیان می کند .

عملیات بینامتنی:

دو شاعر قصد جدایی را دارند ؛  متن حاضر مفهوم را از شعر شنفری به زیبایی گرفته است ؛شنفری با بیان اینکه  : «من به قومی غیر از شما متمایل ترم».وطغرایی با بیان این ضرب المثل«لا ناقتی فیها و لا جمل» تصمیم خود را بر جدا شدن از قوم و قبیله بیان می کند. طغرایی با گرفتن معنی و مفهوم  از متن غایب به شیوه «نفی متوازی » بهره برده است. معنی و مفهوم متن غایب را پذیرفته است و آن را در متن حاضر بدون تغییر بیان کرده است.و از جهت تقسیم بندی دیگر آن را تناص خارجی می نامند.

***

 

متن حاضر:

فَلا صدیق إلیه مشتکی حَزَنی                      ولا أنیس إلیه منتهی جذَلی                                        أعدی عدوک أدنی ما وثقتَ به      و حاذر الناس واصحبهم علی دحل(الصفدی ،الشیخ صالح،1990،ص161)

دوست و همدمی ندارم که غم و اندوهم را برایش بازگو کنم  و در میان قوم خود تنها مانده ام.

متن غایب:

وَلی دونکم أهلون: سیدٌ عملّسٌ                     وأرقط زُهلول و عرفاءُ جَیأل (حرب،طلال،1993،ص55)

شنفری این تنهایی و بی همدمی خود اینگونه بیان کرده است؛خویشان را مورد خطاب قرار می دهد و می گوید: من غیراز شما خویشان و اقوامی دارم ؛گرگ تیز پا و پلنگ نرم پوست و کفتارهایی با یالهای درهم. و همچنین آن که از همه نزدیکتر به توست پیش تو از همه دشمنان  دشمن تر است. همنشینی با این حیوانات درنده از مصاحبت با شما بهتر است.

عملیات بینامتنی:

طغرایی بی کسی و تنها ماندنش را از بیت زیبای شنفری گرفته که همنشینی با گرگ و پلنگ و کفتار را بر همنشینی با قوم خود که همدمی خوب برای بیان درد دل و غم اندوه نمی باشند ؛ ترجیح می دهد. و طغرایی همنشینی با گرگها و حیوانات وحشی متن غایب را به صورت نداشتن دوست و همدم در متن حاضررا به صورت« نفی متوازی یا امتصاص» بیان کرده است . و از جهت تقسیم بندی دیگر این نوع تناص را تناص خارجی می گویند.

***

 

 

متن حاضر:

یرضی الذَلیل بخَفض العیش یَخفضه               و العزّ عند رسیم الأنیق الذلل(الصفدی،الشیخ صالح،1990،ص268)

مرد خسیس به اندک عیشی که دارد قناعت می کند و از سفرها و تحمل سختیها و مشقتها دوری می کند ؛در حالیکه بزرگی در سفر است و تحمل سختی و مشقت. شاعر سفر و تحمل سختی را عزت و افتخار برای خود برمی شمارد و در یکجا نشستن که باعث ذلت و خواری او شود را زشت می شمارد.

متن غایب:

لعُمرک ما بالأرض ضیقٌ علی امرئءٍ            سری راغباً أو راهباً و هو یعقل(حرب،طلال،1993،ص55)

به جان تو سوگند که فراخنای زمین تنگ نشود برای کسی که شبانه با امیدواری و نگرانی راه سفر پیش گیرد ؛ اگر نیک بیاندیشد. شاعر سفر را باعث تنگی و سختی زندگی نمی داند و به سفر تشویق می کند ؛ و می گوید اگر عاقلانه بیندیشیم باعث عزت و بزرگی است.

عملیات بینامتنی:

طغرایی ماندن و  در ذلت زندگی کردن را بر می تازد .و این را طبیعت انسان ذلیل و ضعیف می داند؛ متن غایب بیان می کند ، پهنه زمین بر انسان تنگ نمی شود اگر راه سفر پیش گیرد؛ و این سفر و تحمل سختی را؛ بر ذلت ماندن و خوار شدن بر می گزیند .شیوه که طغرایی از شعر شنفری گرفته است به شیوه ی «نفی متوازی » است. و تناص از جهت دیگر تناص خارجی است.

***

متن حاضر:

لو کان فی شرف المأوی بلوغ منیً              لم نبرح الشمس یوماً دارة الحمل(الصفدی،الشیخ صالح،1990،ص289)

اگر ماندن در یک جا بلندی و بزرگی بود؛آفتاب از خانه خویش که برج حمل است به جایی دیگر نقل مکان نمی کرد. شاعر مجد و بزرگی را در یک جا ماندن نمی داند.

متن غایب:

و في الأرض مَنأی للکریم عن الأذی                    و فیها لمن خاف القلی متغزّل (حرب،طلال،1993،ص55)

برای انسان شریف در پهنه زمین محلی دور از دیگران یافت می شود و آنجا عزلتگاه مناسبی است برای کسی که از کینه دیگران بیمناک باشد. شنفری سفر را برای انسان شریف باعث آرامش می داند،و بیان می کند که در هر گوشه این زمین که زندگی کند برایش یکسان است.

عملیات بینامتنی:

طغرایی سفر را سبب بزرگی می داند و همانگونه که حرکت خورشید در آسمان از عظمت و بزرگی او نمی کاهد؛ سفر شاعر از محل خود به جایی دورتر از قوم خود نه تنها باعث کوچکی و حقارت وی نمی شود بلکه سبب آرامش و عزت نفسش می شود.و به شیوه  «نفی متوازی» این مفهوم را از متن غایب گرفته است واین نوع را  تناص خارجی نیز می نامند.

***

متن حاضر:

غالي بنفسي عرفاني بقیمتها                 فَصُنتها عَن رخیص القدر مبتذل(الصفدی،الشیخ صالح،1990،ص303)

من نفس خود را شناختم و دانستم که نفس من عزیز است ؛پیش هر کسی نرفتم تا رسوا نشوم و ارزش نفس خود را بالا بردم و آن را ازبی ارزشی نگاه داشتم.

أستفُّ تُرب الأرض کي لا یری له         عليَّ من الطول امرؤٌ متطول(حرب،طلال،1993،ص58)

از خاک خشک بیابان تغذیه می کنم ؛تا شخص منعم و توانگر نپندارد که بر فضل و برتری دارد.

 

 

عملیات بینامتنی:

شاعر نفس خود را بزرگ می داند ، وبا در خواست از هر انسان فرومایه ای ارزش آنرا پایین نمی آورد. همانگونه که شنفری قناعت به کم و ناچیز خود را بهتر از این می داند که نفس خود را در مقابل هر کسی خوار و زبون کند .متن حاضر مفهوم قناعت و داشتن عزت نفس را از شنفری به شیوه « نفی متوازی» گرفته است. و در تقسم دیگر تناص از نوع خارجی است.

***

 

متن حاضر:

إنّ العلی حدّثتني و هی صادقةٌ           فیما تحدّثُ أنّ العزّ في النقل(الصفدی،الشیخ صالح،1990،ص316)

بزرگی و بلندی با من سخن گفت و در آنچه گفت راست است که یافتن عزت و مرتبت و بدست آوردن آن در سفر است.

متن غایب:

ولکن نفساً مرة ً لا تقیم بي             علی الضّیم الا ریثما أتحولُ(حرب،طلال،1993،ص58)

اما این نفس عزتمند، مرا در در موضع ذلت قرار ندهد مگر آنکه در عرض چند لحظه از آنجا منتقل شوم .

شنفری ماندن را سبب ذلت خود می داند و برای رهایی از این ذلت بناچار باید سفر کرد.

عملیات بینامتنی:

طغرایی سفر و انتقال از آن مکان را عزت برای نفس خود می داند ؛ وماندن را مایه ذلت .که مفهوم و معنای بیت شنفری را به شیوه «نفی متوازی» گرفته است.

***

 

متن حاضر:

أرید بسطة کفّ أستعین بها                  علی قضاء حقوق للعلی قبلي(الصفدی،الشیخ صالح،1990،ص212)

از مشقت ها و سختیهای سفر فقط بخشندگی و سخاوت را می خواهم تا حقوق بزرگی که بر من ثابت است را ادا کنم.

و ما ذاک ألا بسطةٌ عن تفضّلٍ               علیهم و کان الأفضل المتفضّل (حرب،طلال،1993،ص56)

شنفری بیان می کند این خصوصیت بخشندگی که در وی  وجود دارد نیست مگر به خاطر لطف و احسان در حق ایشان و بهترین مردم کسی است که به دیگران جود و احسان کند.

عملیات بینامتنی:

در این نوع تناص طغرایی جزیی از متن را که  کلمه «بسطة» می باشد رااز شعر شنفری به شیوه«نفی جزیی یا اجترار»گرفته است و در واقع  ادامه همان مفهوم و معنای بیت شنفری را در شعر خود آورده است.

***

متن حاضر:

و عادة النضل أن یزهی بجوهره       فَلیس یعمل الّا فی یدی بطل(الصفدی،الشیخ صالح،1990،ص252)

شمشیر اگر چه گوهر دار باشد و قیمتی و برنده اما آثار آن در دست مبارزان پیدا شود؛و شمشیر آراسته به گوهر زیبنده انسان شجاعی همچون طغرایی است.

متن غایب:

هتوفٌ من الملس المتون یَزینها            رصائع قَد نیطت ألیها و مجمل(حرب،طلال،1993،ص56)

شنفری جنگندگی خود را اینگونه بیان می کند که از نرمی تخته ی کمانم طنین برخیزد و زیورهای که بدان آویخته شده آن را و بند کمانم را زینت بخشیده است و اینچنین کمانی برازنده شخصی همچون شنفری است.

 

عملیات بینامتنتی:

شاعر معنی و مفهوم بیت شنفری  که بیان شجاعت است ولازمه آن داشتن شمشیری آراسته است را به شیوه «نفی متوازی یا امتصاص » از متن غایب گرفته است.

***

متن حاضر:

تنام عني و عین النجم ساهرة         و تستحیل و صبغ اللیل لم یحل(الصفدی،الشیخ صالح،1990،ص338)

مرا به خودم می گذاری و می خوابی اما چشمان ستاره بیدار است و رنگ شب برقرار.

متن غایب:

تنام إذا ما نام یقظی عیونها         حثاثاً إلی مکروه تتغلغل(حرب،طلال،1993،ص62)

زمانی که شنفری می خوابد آنها نیز می خوابند اما چشمانشان باز است و بیدار و سریعاً به جاهایی می روند که ناخوشایند است.

عملیات بینامتنی:

طغرایی مفهوم بیدار بودن را با بیان اینکه چشم ستاره بیدار است و رنگ شب برقرار ؛ توصیف کرده است.و  با شیوه «نفی کلی یا حوار »مفهوم بیت شنفری باز بودن چشمان بلاها و مصیبتها را بیان کرده که از او گریزان هستند و متن حاضر مفهوم بیت را گرفته اما  چیزی بر خلاف نظر متن غایب بیان کرد است.و هیچ سازشی بین دو متن وجود ندارد که بالاترین نوع تناص«نفی کلی،حوار» است. و در تقسیم بندی دیگر تناص خارجی است.

***

متن حاضر:

أعلل النفس بالآمال أرقبها     ما أطیق العیش لو لا فسحة الأمل(الصفدی،الشیخ صالح،1990،ص179)

امیدهای فراخ دارم و عیش تنگ اگر خیال بر آمدن آن آرزوها نبود زندگی برای من ناخوشایند و غیر ممکن بود.

متن غایب:

و أعدم احیاناً و أعنی دائماً        ینال الغنی ذو البعدة المبتذل(حرب،طلال،1993،ص62)

گاهی نیازمند می شوم و گاهی بی نیاز و فقط کسی به بی نیازی می رسد که همتی بلند داشته باشد.

عملیات بینامتنی:

تناص از نوع« متوازی یا امتلاص»است. طغرایی امید به آینده را دلیل تحمل همه سختیها و مصیبتهایش میداند و متن غایب می گوید که این دنیا همواره با سختیها و مصیبتها همراه است و اگر همتی بلند و امیدی به آینده نباشد نمی توان بر آن فائق آمد. و در تقسیم بندی دیگر تناص خارجی است.

 

نتیجه

از بررسی های گذشته می توان نتیجه گرفت که رابطه محکمی بین دو متن لامیة العرب و لامیة العجم وجود دارد وکلام شنفری به زیبایی در شعر طغرایی نمود پیدا کرده است. در غالب موارد بینامتنی آشکارا و با آگاهی و به شکل متوازی و با کمترین تغییر در مفهوم شعر صورت گرفته است.و در تقسیم بندی دیگر چون شاعر از متنی غیر از متون خود در شعرش الهام گرفته است تناص از نوع خارجی است.

 

منابع

1- حسینی،السید جعفر،تاریخ الادب العربی( العصر الجاهلی)، انوار الهدی و الاعتصام،الطبعة الاولی طهران،1414ه                                                                                                                   2- حرب،طلال،دیوان شنفری،الدار العالمیه،الطبعة الاولی،بیروت، 1993م                                                                                                                                                                                3-الصفدی،الشیخ صلاح الدین خلیل بن ایبک،الغیث المسجم فی شرح لامیة العجم،دار الکتب العلمیة، الطبعة الثانیة،بیروت،1990م                                                                                                                                          4- الفاخوری،حنا،الجامع فی تاریخ الادب العربی ج1، ذوی القربی،الطبعة الثانیة،1385ش                                                     5- الفاخوری،حنا،تاریخ ادبیات عربی،ترجمه عبدالمحمد آیتی،طوس،چاپ چهارم،تهران،1378ش                                                            6- فروخ،الدکتور عمر،تاریخ الادب العربی(الادب القدیم)،دار العلم للملایین،الطبعة الثانیة،بیروت،1984م

7 - علی اکبری ،معصومه،بینامتنیت-ریشه ها- گسترش و تنوع،جهان کتاب،تهران،سال هفتم، شماره15-14،مهر و آبان 1381، صص45-40                                                                                                                                                         8- هستی،محمود، طغرایی اصفهانی ،مجله ارمغان،تهران،دوره نهم، شماره3-2،اردیبهشت و خرداد1307، صص41- 139                                                                                                                   9- قائمی،مرتضی،بینامتنی ابوالعتاهیه با نهج البلاغة، انجمن ایرانی زبان و ادبیات عربی،تهران،شماره 9،بهار و تابستان 1387                                                                                                                                               

 

 

 

 

 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه دهم خرداد 1389 توسط محمد علیزاده |

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ